محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
712
خلاصة الحكمة ( فارسى )
مُذَوّبه « 1 » يعنى گدازنده كه علت تكثر بول است نباشد لا محاله مقدار بول كمتر مىباشد . و علامت اين شدت صبغ بول با وجود انطفاء حرارت زيرا كه هرگاه مائيت كه سبب قلت انصباغ بول است كمتر باشد البته صبغ بول بيشتر مىباشد و شايد اين تقدم سبب است و اما در حدوث سده در مجرا « 2 » بول كه بدان سبب بول رقيق و قليل الصبغ و اندك آيد ، علامت آن ، آن كه ثقل و تمدّدى در محلّ سدّه محسوس گردد و هر مقدار كه سده قوىتر و زياده باشد بول كمتر آيد و هر مقدار بول زياده « 3 » به همان مقدار ثقل و تمدد نيز زياده و يا كمتر محسوس گردد . و كمال قلّت بول يا قلت تحليل ، منذر به استسقاست ؛ به جهت آن كه يا دلالت مىنمايد بر تفرّق اتصال در مجراى « 4 » بول كه بدان سبب بول منحدر گردد به حوالى امعاء و استسقاء زقّى به هم رسد به يك دفعه و يا بر ضعف قوهء دافعهء كبديه بر دفع فضول ، پس محتبس مىماند مائيت از خروج و استسقاء لحمى به هم رسد . و بول معتدل المقدار ميان كثرت و قلّت ، دلالت مىنمايد بر جارى گشتن اسباب بر مجراى « 5 » طبيعى و علامت صحّت و اعتدال مزاج است . [ تبصره ] : و بدان كه بول « 6 » ردى از جهت لون - مانند اسود - و از جهت قوام - مانند غليظ - اسلم آن ، غزيرِ « 7 » كثير المقدارِ آن است كه به يك دفعه چيز بسيارى از مادّه مندفع گردد نه اندك اندك ؛ جهت آن كه كثرت دفع آن ، دليل قوّت قوّه است كه به قوّت به يك دفعه موادّ بسيارى را دفع و استفراغ نموده بدن را تخليص مىنمايد از شرّ و فساد آن . و اندفاع و استفراغ اندك اندك ، دلالت مىنمايد يا بر ردائت مادّه كه قبول دفع نمىنمايد و يا بر عجز و ضعف قوّه كه نمىتواند دفع نمايد همه را به يك دفعه .
--> ( 1 ) . ب : نذوبه . ( 2 ) . الف : مجرى . ( 3 ) . ب : هر مقدار كه بول زياده بود . ( 4 ) . ب : مجرى . ( 5 ) . الف : مجرى . ( 6 ) . ب : ( بول ) حذف شده . ( 7 ) . الف و ب : ( غريز ) آمده اما صحيح ( غزير ) مىباشد .